مسافرت تابستونی!!
عصر چهارشنبه دوازدهم تیر ماه به بهانه جشن عروسی خواهر خاله آرزو راهی سفر شدیم و دو روزی رو آباده موندیم روز پنجشنبه ظهر مهمون مادر آرزو خانم بودیم و عصر هم ساعتی رو تو شهر گذروندیم و به دایی بابا هم سر زدیم و که دایی مهربون زحمت کشیدن و فورا بساط پذیرایی رو فراهم کردن .
بعد از شام به پیشنهاد زنعمو لادن بچه ها رو بردیم پارک که پارسایی زیاد بازی نکرد!
عصر روز جمعه رفتیم شورجستان، زادگاه مادربزرگ و اول از همه بابا بهروز دلش هوای آب چشمه رو کرده بود که رفتیم پای چشمه. همون موقع بع بعی های تشنه هم بدو بدو از راه رسیدن تا آب بخورن خیلی برام جالب بود اینجور دویدن گوسفندا اونم با این سرعت!!!!

گل پسری هم خیلی خوشش اومد و همینطور حتی تا دور دست با نگاه تعقیبشون میکرد.
بعد هم رفتیم توی قلعه قدیمی کنار چشمه


و بعد از اونم به چند تا از فامیلای بابا سر زدیم و خانم دایی حسن زحمت کشیدن و ما رو واسه شام دعوت کردن.
همون شب آقا مهران پسر خاله بابا هم که اصفهان زندگی میکنند اونجا بود و چون تصمیم رفتن به اصفهان رو داشتیم با هم حرکت کردیم و رفتیم اصفهان.....


مسافرت تابستونی!!
